تبليغاتX
شهر فرنگ!!!

آخر رمانتیکیه خداییش...!!

به نام خدا خالق انسان٬به نام انسان خالق غمها٬به نام غمها به وجود آورنده اشک٬ به نام تسکین دهنده ی قلبها٬به نام قلبها ایجادگر عشق و به نام عشق زیباترین خطای انسان...


گاهی اونقدر در آرزوهات غرقی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی...


دلم تنگ است...دلم می سوزد...نه دیداری...نه دستی بر سر یاری...مرا آشفته می داند...توآشفته آزاری...تمام عمر بستیم و شکستیم و به جز بار پشیمانی نبستیم...جوانی را سفر کردیم اما نفهمیدیم به دنبال چه هستیم...؟!


یک نصیحت:مواظب خودت باش...! یک خواهش:اصلا عوض نشو...! یک آرزو:فراموشم نکن...! یک دروغ:تو رو دوستت ندارم...! یک حقیقت:دلم برات تنگ شده...!


کسی یه روزی میاد٬یه روزی میره...یکی با دلش میره٬یکی با پاهاش...                  ولی مواظب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره...!


شبی از شبها تو به من گفتی شب باش...من که شب بودم٬شب هستم و شب خواهم بود...به امیدی که تو فانوس شب من بشی...دوستت دارم...


همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از آن دور شدی در انتظارت بماند...!


لا لا لا لا نخواب دنیا خسیسه...واسه کم آدمی خوب می نویسه...یکی لبهاش همیشه غرق خندست...یکی پلکاش تو خوابم خیس خیسه...!


احساس خوبیه وقتی یک نفر دل تنگت باشه...احساس خوبتر اینه که یک نفر عاشت باشه...اما بهترین احساس وقتیه که یک نفر هیچوقت فراموشت نکنه...!!


زمان به من آموخت که دست دادن معنای رفاقت نیست...بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست...!                                                  هیچوقت دل به کسی نبند٬چون دنیا اینقدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه...اگر هم دل بستی ازش جدا نشو٬چون دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی...!!


وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني...

 


 

+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 22:47 توسط شقایق |