تبليغاتX
شهر فرنگ!!!

در چشمانت چیست که مرا به سوی خود می کشد؟

     در گرمی دستانت چیست که دستهایم آنها را طلب می کند؟

در آینه چشمانم بنگر...چه می بینی؟آیا می بینی که تو را می بیند؟ 

      صدای طپش قلبم را می شنوی که فریاد می زند:دوستت دارم؟

           دوست ندارم که بگویم دوستت دارم...

                 دوست دارم که بدانی دوستت دارم...

 

               

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 11:12 توسط شقایق |